روانشناسی مهاجرت و تبعید — جلد اول
بخش دوم: تروما، ترس و سلامت روان
ناصر کمالی
دو شب در یک شهر
مهاجری پس از پایان کار به خانه میرسد. شام را گرم میکند و منتظر تماس خانواده میماند. ساعتِ مناسبِ گفتوگو برای آنان، با زمانِ استراحتِ او یکی نیست. تماس که تمام میشود، هنوز لباسهای فردا را آماده نکرده است. صبح باید زود بیدار شود.
در همان شهر، تبعیدیِ سیاسیای جلسهٔ آنلاین را به پایان میرساند. قرار بوده گفتوگو کوتاه باشد، اما خبر تازهای رسیده و تنظیمِ یک متن عقب افتاده است. لپتاپ را میبندد؛ چند دقیقه بعد دوباره بازش میکند تا ببیند پاسخِ آخر آمده یا نه. وقتی به بستر میرود، دیگر آن خوابآلودگیِ ابتدای شب را ندارد.
این دو صحنه فرضیاند. در این فصل، تفاوتِ دو تجربه را از راهِ چگونگیِ تقسیمِ شب بررسی میکنیم: چه چیزی زمانِ خواب را عقب میاندازد، چه چیزی خواب را دشوار میکند و چه تغییری میتواند برای همان زندگی عملی باشد؟
فرصتِ خواب با تواناییِ خوابیدن یکی نیست
کسی که برای خواب فقط چهار ساعت وقت دارد، با کسی که هشت ساعت در بستر میماند و بخش بزرگی از آن را بیدار است، مسئلهای یکسان ندارد. این دو وضعیت ممکن است همزمان نیز وجود داشته باشند، اما باید از هم شناخته شوند.
در تعریف بالینی، بیخوابی میتواند دشواریِ به خواب رفتن، حفظِ خواب یا داشتنِ خوابِ باکیفیت باشد، با وجودِ زمان و شرایط مناسب برای خواب؛ و بر فعالیتهای روزانه اثر بگذارد. [۱] بنابراین، پیش از توصیهٔ «عادتهایت را اصلاح کن»، باید دانست فرد واقعاً چه فرصتی برای خواب دارد.
در صحنهٔ نخست، تماس خانوادگی و کارهای ضروری، زمانِ خواب را کوتاه کردهاند. شاید آن شخص پس از رفتن به بستر بهراحتی بخوابد، اما باز هم صبح خسته باشد. در صحنهٔ دوم، هم پایانِ فعالیت عقب افتاده و هم پس از آن خوابیدن دشوار شده است. برای هرکدام باید پاسخِ متناسبی پیدا کرد.
مهاجر؛ زندگی با ساعتهایی که همزمان نیستند
فاصلهٔ جغرافیایی گاهی به اختلافِ ساعت تبدیل میشود. زمانی که فرد از کار آزاد میشود، خانواده ممکن است مشغول باشند؛ وقتی آنان فرصت دارند، او باید بخوابد. حفظِ رابطه، نیازمندِ ساختنِ زمانِ مشترکی میشود که همیشه بهسادگی پیدا نمیشود.
در مثال ما، تماسِ شبانه فقط انتقالِ خبر نیست. فرصتی است برای شنیدنِ صدای نزدیکان و شرکت کردن در زندگیِ آنان. از همین رو، توصیهٔ «شبها تلفنت را کنار بگذار» اگر جای این رابطه را نبیند، ممکن است برای فرد بیمعنا باشد.
بااینحال، محبت نباید تنها در زمانِ پاسخگوییِ فوری سنجیده شود. خانواده میتواند دربارهٔ ساعتِ تماس توافق کند، گفتوگوهای طولانیتر را به روزهای مناسب انتقال دهد و برای موضوعهای غیرضروری از پیامِ صوتی استفاده کند. این پیشنهاد، زمانی عملی است که دو سوی رابطه در تنظیم آن سهم داشته باشند.
اختلافِ ساعتِ دو کشور را نیز نباید با اختلالِ ساعتِ زیستی یکی گرفت. مسئلهٔ این مثال، فشرده شدنِ برنامهٔ زندگی میانِ تعهدهای همزمان است. بدنِ فرد در یک مکان زندگی میکند، اما بخشی از رابطههایش با برنامهٔ مکانی دیگر پیش میرود.
تبعیدیِ سیاسی؛ شبی که پایانِ کارش معلوم نیست
برای تبعیدیِ سیاسی، شب ممکن است به زمانِ فعالیتی تبدیل شود که در روز فرصتی برایش ندارد: تنظیمِ گزارش، جلسه با افرادی در چند کشور یا پیگیریِ یک اقدام جمعی. مسئله از خودِ سیاسی بودن آغاز نمیشود؛ از بیمرز شدنِ زمانِ فعالیت آغاز میشود.
در صحنهٔ دوم، هر پاسخِ تازه، پایانِ کار را جابهجا میکند. فرد نمیداند لپتاپ را پس از کدام پیام ببندد. اگر گروه نیز زمانِ پایان و تقسیمِ مسئولیت نداشته باشد، همیشه کسی باید آمادهٔ پاسخگویی بماند؛ و ممکن است آن شخص بارها همان فرد باشد.
در اینجا، توصیهٔ فردیِ خاموش کردنِ دستگاه کافی نیست. سازمانِ فعالیت باید بررسی شود: کدام کار واقعاً فوری است؟ چه کسی مسئولِ آن است؟ آیا میتوان مسئولیت را تحویل داد؟ آیا جلسه باید همه را تا پایان نگه دارد؟
در پیشنهادِ این فصل، جمعِ سیاسی میتواند ساعتِ پایان، شیوهٔ تحویلِ کار و نوبتِ پاسخگویی داشته باشد. کسی که برای خواب از گفتوگو خارج میشود، نباید صبح ناچار باشد علتِ غیبتش را مانند کوتاهیِ سیاسی توضیح دهد.
مهاجر نیز میتواند فعال سیاسی باشد و تبعیدی هم تعهدهای خانوادگیِ فرامرزی داشته باشد. این دو صحنه، دو مسیرِ قابلبررسیاند، نه دو قالبِ ثابت برای همهٔ انسانها.
نگاه طبقاتی؛ شبِ چه کسی در اختیارِ خودش است؟
در اقتصادِ شبانهروزی، پایانِ روز برای همه به معنای پایانِ کار نیست. حملونقل، نظافت، مراقبت، انبارداری و خدمات، در ساعتهایی ادامه پیدا میکنند که بخشی از جامعه خوابیده است. خوابِ برخی، بر بیداریِ دیگران تکیه دارد.
ریتمهای شبانهروزیِ بدن از چرخهٔ روشنایی و تاریکی اثر میپذیرند و تغییرِ زمانِ خواب به سازگاری نیاز دارد. برنامهٔ کارِ شیفتی میتواند با این ریتمها در تعارض قرار گیرد. [۲] این دشواری را نمیتوان صرفاً با میزانِ ارادهٔ فرد توضیح داد.
کارگرِ شبکارِ فرضیِ ما صبح به اتاقی مشترک بازمیگردد. همخانهاش برای آغازِ روز چراغ را روشن میکند؛ صدای رفتوآمدِ ساختمان ادامه دارد. توصیهٔ «شب بخواب و صبح بیدار شو» با برنامهٔ شغلیِ او سازگار نیست، و توصیهٔ «اتاقت را تاریک و آرام کن» نیز به امکاناتِ مسکن وابسته است.
در تحلیلِ طبقاتی، خواب بخشی از بازسازیِ توانِ انسان است، اما هزینه و شرایطِ آن ممکن است به زندگیِ خصوصی واگذار شود. برنامهٔ کار تغییر میکند؛ فرد باید خودش راهی برای خوابیدن پیدا کند. اگر این راه پیدا نشود، خستگیِ فرد بهعنوان مسئلهٔ شخصی دیده میشود، درحالیکه نظمِ کار نیز در آن سهم دارد.
از این زاویه، برنامهٔ شیفتِ قابلپیشبینی، فرصتِ کافی میانِ نوبتهای کار و امکانِ خواب در فضای مناسب، موضوعهای اجتماعیاند. حتی در خانه نیز باید پرسید چه کسی میتواند بخوابد و چه کسی برای مراقبت از دیگران بیدار میماند. تقسیمِ مسئولیتِ شبانه، بخشی از تقسیمِ واقعیِ کار است.
وقتی خوابیدن به امتحان تبدیل میشود
ممکن است فرد پس از چند شبِ دشوار، زودتر به بستر برود تا خواب را جبران کند. در مثالِ فرضیِ ما، هنوز خوابآلود نیست، اما از همان لحظهٔ دراز کشیدن شروع به محاسبه میکند: «اگر الان بخوابم، چند ساعت باقی میماند؟»
ساعت را نگاه میکند و دوباره حساب میکند. هر دقیقهٔ بیداری به نشانهای از ناکامی تبدیل میشود. اکنون علاوه بر مسئلههای روز، خودِ خوابیدن نیز کاری شده که باید درست انجام دهد.
درمان شناختیرفتاریِ ویژهٔ بیخوابی، از جمله به نگرانی دربارهٔ خواب و رابطهٔ میانِ بستر و خواب میپردازد. [۳] در این چارچوب، هدف فقط بیشتر ماندن در تخت نیست؛ الگوهایی بررسی میشوند که دشواریِ خواب را ادامه میدهند.
برای دو شخصیتِ آغاز فصل، این نقطه میتواند مشترک باشد. کارهایی که ابتدا شب را طولانی کردهاند متفاوتاند، اما بعداً هر دو ممکن است خواب را زیر نظر بگیرند و از نتیجهاش بترسند.
پیش از توصیه، شب را ثبت کنیم
دفترچهٔ خوابِ یک تا دو هفتهای میتواند برای ارزیابی مفید باشد. زمانِ رفتن به بستر، برخاستن، چرت، مصرفِ کافئین و احساسِ خوابآلودگیِ روزانه از اطلاعاتِ قابل ثبتاند. [۴]
در پیشنهادِ این فصل، میتوان کنارِ آنها ساعتِ شیفت، پایانِ تماس یا جلسه و مزاحمتهای محیطی را نیز یادداشت کرد. ثبت بهتر است تقریبی و در روز انجام شود؛ لازم نیست فرد برای دقیق کردنِ دفترچه، تمامِ شب ساعت را نگاه کند.
چنین یادداشتی ممکن است نشان دهد مسئله بیشتر در شبهای پیش از شیفتِ زودهنگام رخ میدهد، یا پس از جلسههایی که پایانشان نامعلوم است. ممکن است روشن شود مشکل در روزهای تعطیل نیز ادامه دارد. این اطلاعات، جای تشخیص را نمیگیرند؛ کمک میکنند مراجعه و تصمیمِ بعدی مشخصتر باشد.
رسیدگیای که با زندگیِ فرد سازگار باشد
تا حدِ امکان، زمانِ نسبتاً ثابتِ برخاستن، رفتن به بستر هنگامِ خوابآلودگی و فراهم کردنِ محیطِ تاریک و آرام میتوانند کمککننده باشند. اگر مشکل بر زندگیِ روزانه اثر گذاشته یا با تغییرِ عادتها بهتر نشده است، مراجعه مناسب است. هنگامِ خوابآلودگی نیز نباید رانندگی کرد. [۵]
درد، بعضی داروها یا مشکلاتِ دیگرِ خواب نیز باید در ارزیابی در نظر گرفته شوند. خرخرِ شدید یا بیدار شدن با احساسِ کمبودِ هوا را لازم است به پزشک گفت. [۴] عنوانِ مهاجر یا تبعیدی، پاسخِ این پرسشهای بالینی را از پیش تعیین نمیکند.
درمان شناختیرفتاریِ ویژهٔ بیخوابی، موسوم به CBT-I، معمولاً گزینهٔ نخستِ درمانِ بیخوابیِ طولانیمدت است. این درمان فراتر از چند توصیهٔ عمومی است و باید با شرایطِ شخص تنظیم شود. [۳] دارو یا مکملِ خواب نیز بهتر است با نظرِ پزشک یا داروساز بررسی شود. [۵]
برای شیفتکاری که زمانِ آغازِ کارش تغییر میکند، تعیینِ ساعتِ ثابتِ برخاستن نیازمندِ برنامهای متناسب با نوبتهای کاری است. هنگامِ مراجعه، برنامهٔ واقعیِ شیفتها را نیز باید در اختیارِ درمانگر گذاشت.
شبی که بتوان پایانش داد
وطن میتواند در رابطهها و فعالیتِ فرد حضور داشته باشد، بدون آنکه تمامِ شب را در اختیار بگیرد. آینده نیز با بدنی که فرصتِ استراحت دارد دنبال میشود. پرسشِ عملیِ این فصل این است: برای آنکه شبِ فرد واقعاً پایان پیدا کند، چه چیزی در برنامهٔ شخصی، رابطهٔ خانوادگی یا سازمانِ کار و فعالیت باید تغییر کند؟
منابع
۱. National Heart, Lung, and Blood Institute. Insomnia: What Is Insomnia?
https://www.nhlbi.nih.gov/health/insomnia
۲. CDC / NIOSH. Circadian Rhythms: Circadian rhythms have an important purpose. Training for Nurses on Shift Work and Long Work Hours.
https://www.cdc.gov/niosh/work-hour-training-for-nurses/longhours/mod2/18.html
۳. National Heart, Lung, and Blood Institute. Insomnia: Treatment.
https://www.nhlbi.nih.gov/health/insomnia/treatment
۴. National Heart, Lung, and Blood Institute. Insomnia: Diagnosis.
https://www.nhlbi.nih.gov/health/insomnia/diagnosis
۵. NHS. Insomnia.
https://www.nhs.uk/conditions/insomnia/
منابع در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۶ بررسی شدند. صحنهها فرضیاند؛ مقایسهٔ تجربههای مهاجرت و تبعید و تحلیلِ طبقاتی و سازمانی، استدلالِ متن است و نباید بهعنوان نتیجهٔ یک پژوهشِ مقایسهای دربارهٔ این دو گروه خوانده شود.
دیدگاهتان را بنویسید