پهلوی چی ها و خطر انحراف جنبش مردمی ایران

نئوفاشیسم پهلوی‌گرا و خطر انحراف جنبش‌های مردمی در ایران

تحلیلی تاریخی–اجتماعی با تمرکز بر خیزش ۱۴۰۱

خیزش‌های اجتماعی علیه فقر، گرانی و فروپاشی زیست‌پذیری، لحظاتی گذرا نیستند؛ این خیزش‌ها نشانهٔ ورود جامعه به بحران‌های ساختاری‌اند. تجربهٔ تاریخی نشان می‌دهد که در چنین بزنگاه‌هایی، در کنار امکان گشایش رهایی‌بخش، نیروهای اقتدارگرا نیز می‌کوشند با ربودن خشم اجتماعی، مسیر جنبش را منحرف کنند. در ایرانِ معاصر، این خطر به‌طور مشخص در قالب نئوفاشیسمِ پهلوی‌گرا بازتولید شده است.

در برابر این روند، دو صورت‌بندی محوری از دل تجربهٔ مردم شکل گرفته که نقش مرزبند دارند:

مرگ بر ستمگر

چه شاه باشه

چه رهبر

و

نان، آزادی، دموکراسی شورایی و استقلال

این دو شعار، نه تزئین خیابانی، بلکه نتیجهٔ تحلیل تاریخی از منطق قدرت و برنامهٔ حداقلیِ رهایی اجتماعی هستند.

۱) فاشیسم در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ میلادی: پاسخ ارتجاع به بحران

در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ میلادی، اروپا با بحران‌های عمیق اقتصادی، بیکاری گسترده و بی‌ثباتی سیاسی مواجه شد. به‌جای پاسخ‌گویی به مطالبات اجتماعی توده‌ها، راهی دیگر گشوده شد: بسیج توده‌ای بر پایهٔ ملی‌گرایی کاذب و اسطوره‌سازی از گذشته. فاشیسم از آینده سخن نمی‌گفت؛ گذشته‌ای اسطوره‌ای را عَلَم می‌کرد تا عدالت اجتماعی را به حاشیه براند.

در این الگو، بحران اقتصادی به «تحقیر ملی» ترجمه شد، عدالت اجتماعی با نوستالژی عظمت تاریخی جایگزین گردید، دشمنان خیالی برای انحراف افکار عمومی ساخته شدند و تشکل‌های مستقل مردمی به نام «وحدت ملی» سرکوب شدند. تجربهٔ این دوره نشان داد که ملی‌گراییِ اسطوره‌ای یکی از ابزارهای کلاسیک فاشیسم برای تخریب افکار عمومی و مهندسی انحراف جنبش‌های اجتماعی است.

۲) ملی‌گرایی کاذب؛ سازوکار تخریب افکار عمومی

ملی‌گراییِ فاشیستی نه دفاع از مردم، بلکه پاک‌کردن مسئلهٔ مردم است. در این منطق، فقر به‌جای آنکه پیامد ساختارهای ناعادلانه دیده شود، به «خیانت» یا «بی‌کفایتی» نسبت داده می‌شود. نابرابری پشت پرچم پنهان می‌گردد و سیاست اجتماعی به غرور نمادین تقلیل می‌یابد. این سازوکار، امکان نقد ساختاری را از جامعه می‌گیرد و انرژی اعتراض را به مسیرهای بی‌خطر برای قدرت منحرف می‌کند.

۳) نئوفاشیسم پهلوی‌گرا در ایران امروز

جریان‌های پهلوی‌گرا با تکیه بر نوستالژی سیاسی، دقیقاً از همین الگو تغذیه می‌کنند. اسطوره‌سازی از گذشته جای پاسخ‌گویی به بحران نان، مسکن و نابرابری را می‌گیرد. سیاست به نام خانوادگی و چهره تقلیل می‌یابد و مطالبات اجتماعی به حاشیه رانده می‌شود. این جریان‌ها نسبت به هر شکل از سازمان‌یابی مستقل مردم، به‌ویژه دموکراسی شورایی، موضعی خصمانه دارند، زیرا شورا به‌معنای پایان اقتدار از بالا و نفی منطق «رهبر نجات‌بخش» است.

۴) نقش مخرب نئوفاشیست‌های پهلوی‌گرا در خیزش ۱۴۰۱

در جریان خیزش ۱۴۰۱، مداخلهٔ فعال جریان‌های پهلوی‌گرا  با همکاری تلویزیون های مزدور خود نه‌تنها به تقویت جنبش منجر نشد، بلکه به تضعیف آن انجامید. محور مطالبات از زندگی، آزادی و عدالت اجتماعی به رقابت‌های نمادین قدرت جابه‌جا شد. دوقطبی‌سازی کاذب تشدید گردید، شعارهای ضداقتدارگرا هدف حمله قرار گرفت و هم‌پوشانی معناداری میان این خط و روایت‌های رسمی رژیم اسلامی شکل گرفت. نتیجهٔ عملی این روند، کاهش انسجام جنبش، فرسایش انرژی اجتماعی و تسهیل سرکوب بود.

۵) تمایز جنبش انقلابی و مترقی با نئوفاشیسم پهلوی‌گرا

جنبش انقلابی و مترقی از مطالبات مادی مردم آغاز می‌کند، قدرت را از پایین می‌سازد، به دموکراسی شورایی و استقلال متکی است و با هر شکل از اقتدار موروثی مرزبندی دارد. در مقابل، نئوفاشیسم پهلوی‌گرا عدالت اجتماعی را به حاشیه می‌راند، سیاست را به نوستالژی تقلیل می‌دهد و به بازتولید قدرت از بالا می‌اندیشد. از این رو، این جریان‌ها نه بدیل استبداد، بلکه شکل دیگری از آن و خطری واقعی برای آیندهٔ جنبش مردم ایران هستند.

تحلیل نهایی

دو شعار محوری زیر، عصارهٔ تجربهٔ تاریخی و راهنمای مرزبندی‌اند:

مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر

نفی منطق اقتدار، صرف‌نظر از نام و لباس آن.

نان، آزادی، دموکراسی شورایی و استقلال

برنامهٔ حداقلیِ رهایی اجتماعی و تضمین‌کنندهٔ آینده‌ای مردمی.

منابع

• BBC Persian

گزارش‌ها و تحلیل‌های منتشرشده در سال‌های ۲۰۲۲–۲۰۲۳ دربارهٔ خیزش ۱۴۰۱، شکاف در اپوزیسیون خارج از کشور، نقش جریان‌های پهلوی‌گرا در قطبی‌سازی رسانه‌ای، و هم‌پوشانی برخی روایت‌های اپوزیسیونی با گفتمان رسمی رژیم  اسلامی.

آرشیو آنلاین بی‌بی‌سی فارسی.

• The Guardian (UK Edition)

مقالات تحلیلی و یادداشت‌های بخش Opinion/Analysis دربارهٔ اعتراضات ایران در اکتبر تا دسامبر ۲۰۲۲ که به فقدان پایگاه اجتماعی جریان‌های سلطنت‌طلب در داخل ایران، فاصلهٔ پروژه‌های رهبرمحور با مطالبات برخاسته از کف جامعه، و خطر سیاستِ چهره‌محور برای جنبش‌های مردمی می‌پردازند.

آرشیو آنلاین گاردین (نسخهٔ بریتانیا).

• Connecticut Examiner

Andalib, Jila. “Why Monarchy Cannot Be Revived in Iran.”

منتشرشده در ۱ سپتامبر ۲۰۲۵.

مقالهٔ تحلیلی که استدلال می‌کند سلطنت در ایران معاصر فاقد مشروعیت و پایگاه اجتماعی است و آیندهٔ سیاسی ایران نمی‌تواند بر قدرت موروثی یا ملی‌گرایی نوستالژیک بنا شود

ناصر کمالی

دسامبر ۲۰۲۵ 

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Persian
Powered by TranslatePress