سرمایه داری در بحران و مردم در میدان ۲۰۲۶

۲۰۲۶؛ سرمایه‌داری در بحران، مردم در میدان

نقش رسانه‌های وابسته در انحراف خیزش‌ها

در آستانهٔ سال ۲۰۲۶، جهان وارد مرحله‌ای از بحران شده که دیگر نه استثناست و نه موقتی. فقر، جنگ، سرکوب، جابه‌جایی‌های اجباری و فروپاشی امنیت معیشتی، به بخشی پایدار از زندگی اکثریت مردم جهان بدل شده است. در چنین شرایطی، فاشیسم ـ در اشکال نوین و بزک‌شده ـ بار دیگر سر برآورده و هم‌زمان، سرمایه‌داری جهانی برای مهار بحران‌های خود، بیش از هر زمان به جنگ، امنیتی‌سازی و مهندسی افکار عمومی متوسل شده است.

نسل‌کشی در غزه، استاندارد دوگانهٔ قدرت‌های غربی را عریان کرده است. اتحادیهٔ اروپا، با وجود ادعای حقوق بشر، عملاً به بخشی از ماشین مشروعیت‌بخش به خشونت بدل شده و در تلاش است جایگاه متزلزل خود را میان قدرت‌های نوظهور حفظ کند. در مقابل، چین به‌عنوان یک قدرت تثبیت‌شدهٔ اقتصادی، در برابر سیاست‌های تعرفه‌ای و امپریالیستی اقتصادی دولت ترامپ ایستادگی کرده و در آمریکای لاتین، مردم ونزوئلا بار دیگر پروژه‌های «نجات‌بخش» سرمایه‌داری جهانی را با مقاومت مردمی پس زده‌اند.

اما در ایران، صحنه شفاف‌تر و هم‌زمان خطرناک‌تر است.

خیزش مردم ـ زادهٔ فقر ساختاری، سرکوب سیاسی و بن‌بست تاریخی ـ دوباره خود را نشان داده است. هم‌زمان، پروژه‌ای موازی برای انحراف و مصادرهٔ این خیزش فعال شده؛ پروژه‌ای که نه از دل جامعه، بلکه از دل رسانه‌های برون‌مرزی، سرمایهٔ سیاسی خارجی و نوستالژی ارتجاعی تغذیه می‌شود.

در این میان، رسانه‌هایی چون ایران اینترنشنال و من‌وتو نقش محوری ایفا می‌کنند. این رسانه‌ها نه صرفاً ناقل خبر، بلکه بازیگران فعال در بازتولید روایت مطلوب نظم مسلط هستند. انتخاب گزینشی تصاویر، حذف مطالبات طبقاتی، برجسته‌سازی چهره‌های بی‌پایگاه اجتماعی و تقلیل مبارزهٔ مردم به دعواهای هویتی یا نوستالژیک، بخشی از این عملکرد سیستماتیک است.

یکی از مصادیق مهم این انحراف، استفاده از ویدئوهای خارج از بافت واقعی اعتراضات، صداگذاری دوغین، بازنویسی صحنه‌ها و بازقالب‌بندی رویدادهاست. در بسیاری از موارد، تصاویر واقعی اعتراضات مردمی با صدایی متفاوت، شعاری تحریف‌شده یا تفسیری از پیش‌طراحی‌شده بازپخش می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که محتوای اجتماعی و طبقاتی اعتراض، جای خود را به پیام‌هایی هم‌سو با پروژه‌های سیاسی خاص می‌دهد. این شیوه، بخشی از منطق «چارچوب‌بندی» در رسانه‌های سیاسی‌هوادار فاشیسم پهلوی شده است.

تجربهٔ تاریخی جنبش‌های اجتماعی نشان می‌دهد که در لحظات اوج خیزش، خطر اصلی فقط سرکوب عریان نیست؛ بلکه انحراف نرم، مهندسی روایت و جایگزینی ارادهٔ جمعی با صدای رسانه‌ای است. رسانه‌های وابسته، با تولید «رهبر»، «سخنگو» و «بدیل آماده»، تلاش می‌کنند جنبش را از مسیر رادیکال و مردمی خود منحرف کرده و آن را در چارچوب‌های بی‌خطر برای نظم جهانی مهار کنند.

سال ۲۰۲۶ نیز، همچون سال‌های پیش، سالی است که سرمایه‌داری جهانی سود خود را از دل جنگ و بحران بیرون می‌کشد. بودجه‌هایی که می‌توانست صرف بهبود معیشت، آموزش و سلامت شود، به جیب کمپانی‌های نظامی و امنیتی سرازیر می‌شود. در چنین نظمی، فقر یک «عارضه» نیست؛ کارکرد سیستم است.

مردم ایران امروز با دو دشمن هم‌زمان روبه‌رو هستند:

از یک‌سو رژیم اسلامیِ سرکوبگر، و از سوی دیگر نئوفاشیسم پهلوی که با تکیه بر رسانه‌های وابسته و حمایت بیرونی، در پی بازتولید ارتجاعی شکست‌خورده است. افشای این پروژهٔ دوم، نه اختلاف‌سلیقهٔ سیاسی، بلکه وظیفه‌ای تاریخی برای حفظ استقلال خیزش مردم است.

با همهٔ هیاهو، جنگ روانی و مهندسی رسانه‌ای، مبارزهٔ مردم متوقف نخواهد شد.

اما این مبارزه، تنها زمانی می‌تواند به رهایی منتهی شود که هم‌زمان با مبارزه بر علیه رژیم اسلامی ، انحراف نرم و رسانه‌ای نیز افشا و خنثی شود.

ناصر کمالی 

ژانویه ۲۰۲۶ لندن 

دیدگاه‌ها

یک پاسخ به “سرمایه داری در بحران و مردم در میدان ۲۰۲۶”

  1. علی نیم‌رخ
    علی

    تحلیل بجایی بود در این جهان هرج و مرج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Persian
Powered by TranslatePress