ناصر کمالی · روانشناسی مهاجرت و تبعید — جلد اول
دو نفر را تصور کنیم که در یک روز وارد یک کشور میشوند. یکی تا چند ماه نگران اجاره نیست و آشنایی دارد که راه خدمات و مؤسسات را نشانش میدهد. دیگری از همان هفته باید کاری پیدا کند، در اتاقی مشترک زندگی کند و نامههایی را بفهمد که زبانشان را نمیداند. این مثال، روایت دو شخص واقعی نیست؛ برای روشن کردن پرسش فصل ساخته شده است: آیا میتوان تجربهٔ این دو را فقط با یک واژه، «مهاجرت»، توضیح داد؟
عنوان مشترک، تفاوت امکانات را از میان نمیبرد. در بررسی سلامت روان، باید دید فرد چه منابعی دارد و برای چه چیزهایی ناچار به مبارزهٔ روزانه است. گزارش جهانی سازمان بهداشت دربارهٔ تعیینکنندههای اجتماعی عدالت در سلامت، شرایط تولد، رشد، زندگی، کار و سالمندی، و دسترسی به قدرت، پول و منابع را در مرکز تحلیل نابرابری قرار میدهد. [۱] این چارچوب، نقطهٔ شروع بحث حاضر است؛ نه مدرکی برای اینکه بتوان دربارهٔ سرنوشت یک فرد از روی طبقهاش حکم قطعی صادر کرد.
خاستگاه طبقاتی و موقعیت کنونی
خاستگاه طبقاتی به محیطی مربوط است که انسان در آن پرورش یافته: رابطهٔ خانواده با کار و مالکیت، دسترسی به آموزش، منابع مالی و شبکههای اجتماعی. موقعیت کنونی به جایگاهی اشاره دارد که امروز در مناسبات اقتصادی و اجتماعی دارد. این دو ممکن است یکسان نمانند. برای نمونه، فردی با پیشینهٔ برخوردار میتواند درآمدش را از دست بدهد، اما همچنان از مهارت، ارتباط یا حمایت خانوادگی بهره ببرد. فردی دیگر ممکن است درآمد بیشتری پیدا کند، در حالی که هنوز فاقد امنیت و پشتوانه باشد.
برای مطالعهٔ زندگی مهاجر، فقط پرسیدن «چقدر درآمد داری؟» کافی نیست. باید از ثبات درآمد، بدهی، هزینهٔ مسکن، امکان استراحت، حق کار و مسئولیت مراقبت هم پرسید. کسی که پولی برای یک ماه دارد، لزوماً برای سال آینده امنیت ندارد. درآمد بالاتر نیز ممکن است با ساعتهای بسیار طولانی کار به دست آمده باشد. این تمایزها به ما کمک میکنند رفاه را با ظاهر مصرف یا عنوان شغلی اشتباه نگیریم.
وقتی تخصص به رسمیت شناخته نمیشود
یکی از موقعیتهای قابل بررسی، فاصلهٔ میان تجربهٔ پیشین و فرصت کنونی است. فرض کنیم فردی سالها در حرفهای کار کرده، اما در کشور تازه نمیتواند بلافاصله همان کار را ادامه دهد. مسئله ممکن است به زبان، شرایط ارزیابی مدرک، مجوز حرفهای یا فرصتهای استخدام مربوط باشد. هر کدام را باید جداگانه شناخت؛ نمیتوان همه را بیدرنگ تبعیض دانست و نمیتوان احتمال تبعیض را نیز کنار گذاشت.
پرسش روانشناختی این است که خود فرد این تغییر را چگونه معنا میکند. آیا آن را مرحلهای موقت میبیند؟ آیا احساس میکند دیگران تمام توانایی او را به کاری که امروز انجام میدهد محدود کردهاند؟ آیا راهی برای ادامهٔ یادگیری در دسترس دارد؟ این پرسشها، جای نسبت دادن خودکار احساس حقارت یا افسردگی به او را میگیرند. تجربهٔ او باید شنیده شود، نه اینکه پیشاپیش در قالبی آماده قرار گیرد.
کار خدماتی یا یدی، ارزش انسانی کمتری ندارد. مسئله زمانی پدید میآید که فرد حق انتخاب، امنیت یا امکان استفاده از تواناییهایش را نداشته باشد، یا جامعه با نوعی کار بهصورت تحقیرآمیز برخورد کند. در تحلیل سیاسی این فصل، دفاع از منزلت انسان مستلزم نقد همین سلسلهمراتب است. نباید برای همدلی با یک متخصص مهاجر، کار دیگری را کوچک بشماریم.
زمان و زبان هم منابعاند
یادگیری زبان نیازمند فرصت تمرین است. بهعنوان یک مثال توضیحی، فردی که پس از یک روز طولانی کار باید از کودک یا سالمند مراقبت کند، زمان متفاوتی از کسی دارد که میتواند تمام روز در کلاس حاضر باشد. اگر فقط نتیجهٔ یادگیری این دو را مقایسه کنیم، ممکن است نابرابری فرصت را به تفاوت استعداد نسبت دهیم. برای پژوهش، باید میزان دسترسی و موانع را نیز ثبت کرد.
در چنین موقعیتهایی، جملهٔ «بیشتر تلاش کن» ممکن است پاسخ کاملی نباشد. پرسش دقیقتر این است: چه چیزی امکان تلاش مؤثر را فراهم میکند؟ دسترسی به کلاس، زمان آزاد، هزینهٔ رفتوآمد یا محیطی که اشتباه کردن در آن موجب تحقیر نشود؟ اینها پیشنهادهایی برای بررسی شرایطاند. مسئولیت فرد در یادگیری باقی میماند، اما مسئولیت جامعه در فراهم کردن فرصت نیز باید دیده شود.
ناامنی اقتصادی و سلامت روان
گزارش شواهد سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۲۳، ناامنی درآمد، اشتغال، مسکن، وضعیت حقوقی و دسترسی به غذا را با سلامت روان نامطلوب مرتبط میداند. [۲] این ارتباط، به معنای بیمار بودن همهٔ افراد کمدرآمد نیست. همچنین نمیتوان از آن نتیجه گرفت که افزایش درآمد بهتنهایی همهٔ مشکلات روانی را برطرف خواهد کرد. یافتهٔ جمعیتی، نیاز به شناخت زندگی مشخص هر شخص را از میان نمیبرد.
اهمیت این یافته برای بحث ما آن است که نگرانی اقتصادی را از متن بررسی حذف نکنیم. پیش از آنکه دربارهٔ «منفیبافی» فرد داوری کنیم، باید بپرسیم نگرانی او به کدام مسئلهٔ واقعی اشاره دارد. آیا قراردادش رو به پایان است؟ آیا امکان تمدید اجاره را نمیداند؟ آیا هزینهٔ خانوادهای دور را میپردازد؟ در هر مورد، پاسخ مناسب ممکن است علاوه بر حمایت روانی، به اطلاعات، حمایت اجتماعی یا حل مسئلهای عملی نیاز داشته باشد.
موفقیت و روایتِ استحقاق
در اینجا پرسشی سیاسی مطرح میشود: فرد پس از بهبود موقعیت اقتصادی، موفقیت خود را چگونه روایت میکند؟ روایت «من توانستم، پس همه میتوانند» نیازمند بررسی است. این جمله ممکن است سهم تلاش فرد را درست ببیند، اما تفاوت فرصت و محدودیت را نادیده بگیرد. مقایسهٔ معتبر مستلزم شناخت نقطهٔ شروع، منابع و شرایط مسیر است.
این احتمال نیز باید بررسی شود که دستیابی به موقعیت تازه، رابطهٔ فرد با کسانی را که هنوز در تنگنا هستند تغییر دهد. آیا تجربهٔ دشواری را به منبع همدلی تبدیل میکند؟ آیا از گذشته فاصله میگیرد و آن را نشانهٔ ضعف میداند؟ در این فصل، اینها فرضیهاند. برای پاسخ، به روایت، رفتار و شواهد نیاز داریم؛ نه به استنتاج نیت از میزان درآمد یا از لباس فرد.
تغییر موقعیت اقتصادی نیز بهخودیخود اثباتکنندهٔ تغییر عقیده نیست. کسی میتواند برخوردار شود و همچنان از حقوق کارگران دفاع کند. دیگری میتواند در محرومیت بماند و از سیاستی نابرابر حمایت کند. پیوند طبقه و موضع سیاسی را باید در زمینهٔ تاریخی و اجتماعی مطالعه کرد. اهمیت تحلیل طبقاتی در آشکار کردن مناسبات و منافع است، نه تبدیل انسان به نسخهای بیاختیار از جایگاه اقتصادیاش.
معیار پژوهش و مسئولیت اجتماعی
برای بررسی این موضوع، میتوان زندگی پیش و پس از مهاجرت را در چند محور مقایسه کرد: نوع و امنیت کار، منابع حمایتی، احساس منزلت، روابط اجتماعی و برداشت فرد از عدالت. باید میان آنچه شخص میگوید و آنچه پژوهشگر تفسیر میکند تمایز گذاشت. تغییر نیز ممکن است تدریجی، متناقض یا موقت باشد؛ یک اظهار نظر، تمام زندگی سیاسی فرد را توضیح نمیدهد.
نتیجهٔ عملی این رویکرد آن است که سلامت روان را در کنار حقِ زندگی باکرامت ببینیم. پرسش از حال فرد، با پرسش از شرایط کار و مسکن او پیوند دارد. حمایت حرفهای و بهبود شرایط اجتماعی میتوانند در کنار هم قرار گیرند. در این نگاه، انسان مسئول انتخابهای خود است و جامعه نیز نسبت به فرصتهایی که فراهم میکند و موانعی که میسازد، مسئولیت دارد.
منابع فصل دوم
۱. World Health Organization. (2025). World report on social determinants of health equity. https://www.who.int/publications/i/item/9789240107588
۲. World Health Organization. (2023). Mental health of refugees and migrants: risk and protective factors and access to care. Global Evidence Review on Health and Migration. https://www.who.int/publications/i/item/9789240081840