ناصر کمالی · روانشناسی مهاجرت و تبعید — جلد اول
رسیدن به مقصد میتواند برای فردی لحظهٔ رهایی باشد: پایان یک مسیر دشوار، آغاز تحصیل، دیدار خانواده یا فاصله گرفتن از خطری جدی. دیگری ممکن است از نخستین روز، بیشتر اضطراب و سردرگمی تجربه کند. در این فصل، «هیجان اولیه» را بهعنوان یکی از تجربههای ممکن بررسی میکنیم؛ نه مرحلهای که همهٔ مهاجران موظف باشند از آن بگذرند.
راهنمای سلامت مهاجران دولت بریتانیا، به تنوع واکنشهای ورود اشاره میکند: برخی ممکن است احساس سرخوشی داشته باشند و برخی با فقدان، اندوه، اضطراب یا بیحسی روبهرو شوند. این واکنشها میتوانند با گذشت زمان تغییر کنند. [۱] بنابراین، نقطهٔ شروع پژوهش باید روایت فرد باشد. اگر نظریهای فقط تجربهٔ کسانی را بپذیرد که با تصویر آن سازگارند، بیشتر قالب ساخته است تا شناخت.
امنیت و امید یک معنا ندارند
برای کسی که با هدف تحصیل یا کار آمده، امید ممکن است به دستیابی به فرصتی مشخص مربوط باشد. برای کسی که از تهدید گریخته، نخستین معنای مقصد ممکن است امکان زنده ماندن باشد. این دو تجربه میتوانند در یک فرد نیز جمع شوند. تشخیص تفاوت آنها اهمیت دارد، زیرا «از چه چیزی دور شدن» با «به چه چیزی رسیدن» پرسش یکسانی نیست.
در این مجموعه، امنیت را نقطهای مهم در زندگی تازه میدانم، اما آن را معادل آرامش فوری فرض نمیکنم. دربارهٔ تجربهٔ من، رسیدن به بریتانیا امکان ادامهٔ زندگی را فراهم کرد؛ از این واقعیت نمیتوان نتیجه گرفت که همهٔ دشواریها همان روز پایان یافتند. این تمایز کمک میکند قدردانی از امنیت با حق سخن گفتن از مشکلات بعدی در تعارض قرار نگیرد.
برای روشن شدن موضوع، میتوان موقعیتی فرضی را تصور کرد: فردی میگوید «خوشحالم که رسیدهام» و همان شب از دوری خانواده گریه میکند. این دو جمله الزاماً یکدیگر را نقض نمیکنند. پژوهشگر باید بپرسد هر احساس به کدام بخش از زندگی اشاره دارد. اگر فقط یکی را «احساس واقعی» او بنامیم، بخشی از تجربهاش را از دست دادهایم.
تصویر آینده چگونه ساخته میشود؟
پیش از جابهجایی، ممکن است تصویر مقصد از روایت دیگران، خبرها، تصاویر رسانهای و امیدهای شخصی ساخته شده باشد. برای مطالعهٔ این تصویر، باید از فرد پرسید چه انتظاری داشته و انتظارش بر چه اطلاعاتی استوار بوده است. آیا از مسیر ورود به حرفهٔ خود خبر داشته؟ آیا هزینهٔ زندگی را میشناخته؟ آیا از حقوق و امکاناتش اطلاعات روشن داشته است؟ این پرسشها برای بررسیاند و پاسخ را نمیتوان به همه تعمیم داد.
فاصلهٔ انتظار و واقعیت نیز لزوماً ناشی از خیالپردازی نیست. ممکن است شرایط پس از تصمیم تغییر کرده باشد، اطلاعات ناقص بوده باشد یا وعدهای تحقق نیافته باشد. در تحلیل من، نسبت دادن هر ناکامی به توقع زیاد فرد، مسئولیت نهادها و کیفیت اطلاعات را پنهان میکند. به همان اندازه، نادیده گرفتن محدودیتهای مقصد میتواند امکان برنامهریزی واقعبینانه را کاهش دهد.
در مثال فرضیِ فردی که انتظار دارد بلافاصله شغل پیشینش را ادامه دهد، رد شدن نخستین درخواست میتواند معناهای مختلفی پیدا کند. ممکن است آن را بازخوردی برای اصلاح مسیر ببیند؛ ممکن است احساس کند تواناییاش نادیده گرفته شده؛ یا هنوز نداند علت رد شدن چه بوده است. برای فهم واکنش، باید این معناها را از خود او شنید. یک اتفاق بیرونی، پاسخ روانی واحدی تولید نمیکند.
هیجان، وعدهٔ موفقیت نیست
احساس امید میتواند آغاز را دلپذیر کند، اما بهتنهایی تضمینکنندهٔ فرصتهای واقعی نیست. در این فصل، میان احساس فرد و شرایط محیط تمایز میگذاریم. داشتن انگیزه برای کار، با داشتن اجازه، اطلاعات و امکان استخدام یکی نیست. دلگرمی به فرد هنگامی مفیدتر است که با شناخت مسیر و محدودیتهای آن همراه باشد.
این تمایز در روایتهای عمومی موفقیت نیز اهمیت دارد. ممکن است از مهاجر انتظار برود همیشه شاد و سپاسگزار ظاهر شود، زیرا به مقصدی مطلوب رسیده است. پرسش سیاسی این است که چنین انتظاری چه جایی برای بیان تبعیض، تنهایی یا نابرابری باقی میگذارد. بهرهمندی از فرصتی تازه، حق نقد شرایط زندگی را از میان نمیبرد.
همچنین نباید تجربهٔ مثبت را بیاعتبار کرد. اگر کسی از زندگی تازه رضایت دارد، قرار نیست برای پذیرفته شدن در جمع، رنج بیشتری از خود نشان دهد. میتوان هم روایت دشواری را شنید و هم روایت رضایت را. وظیفهٔ پژوهش، بررسی تفاوت شرایط و معناهاست؛ نه انتخاب یک احساس بهعنوان نشانهٔ اصالت.
آیا مسیر سازگاری مرحلههای ثابتی دارد؟
در برخی توضیحهای عمومی، از هیجان آغازین، بحران و سپس سازگاری سخن گفته میشود. چنین الگویی ممکن است به بعضی افراد برای توصیف تجربهشان کمک کند، اما در این مجموعه آن را برنامهٔ زمانی همگانی نمیدانیم. از تنوع واکنشها نمیتوان ترتیب یا مدت ثابتی برای زندگی همه استخراج کرد.
بری در مقالهٔ خود دربارهٔ مهاجرت، فرهنگپذیری و سازگاری، بر متغیر بودن پیامدهای روانشناختی و نقش عوامل اجتماعی و فردی در جامعهٔ مبدأ و جامعهٔ محل استقرار تأکید میکند. [۲] «فرهنگپذیری» در این بحث به تغییراتی اشاره دارد که در تماس با محیط فرهنگی تازه رخ میدهند. مفهوم، بهتنهایی تعیین نمیکند فرد چه احساسی دارد یا باید چگونه زندگی کند.
از این نگاه، پرسش دقیقتر این است که در هر مقطع چه اتفاقی افتاده است. ممکن است دریافت یک پاسخ اداری احساس امنیت را افزایش دهد و از دست رفتن کار آن را کاهش دهد. ممکن است فرد در کار روزانه توانمندتر شود، اما همچنان از فقدان رابطهای نزدیک رنج ببرد. برای پژوهش، باید حوزههای مختلف زندگی را جداگانه سنجید و سپس پیوندشان را بررسی کرد.
از امید کلی به امکانهای مشخص
بهعنوان پیشنهاد این فصل، میتوان امید به آینده را به هدفهایی قابل بررسی پیوند داد: شناخت یک خدمت، یافتن کلاس مناسب، روشن کردن مسیر شغلی یا ساختن رابطهای قابلاعتماد. این پیشنهاد، نسخهٔ درمانی یا تضمین موفقیت نیست. هدف آن است که فاصلهٔ میان آرزوی کلی و امکان موجود روشنتر شود.
دسترسی به چنین امکانهایی به محیط نیز وابسته است. در بحث سازمان بینالمللی مهاجرت، ادغام اجتماعی فرایندی متقابل و دارای ابعاد اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و فرهنگی توصیف شده است. [۳] از این رو، انتظار تلاش از تازهوارد باید با بررسی میزان پذیرش و فرصت در جامعهٔ میزبان همراه باشد.
برای جمعبندی این فصل، میتوان سه پرسش را نگه داشت: در آغاز، فرد به چه چیزی امیدوار بوده است؟ چه امکانات و موانعی پیش روی او قرار گرفتهاند؟ و امروز چگونه تجربهٔ آن روزها را روایت میکند؟ پاسخ این پرسشها ما را برای بررسی دشواریهای بعدی آماده میکند، بدون آنکه از پیش فرض کنیم امید حتماً خاموش میشود یا سختی حتماً به شکست میانجامد.
منابع فصل سوم
۱. UK Health Security Agency. Mental health: migrant health guide. بخشهای «Background information» و «Stress and psychological distress». https://www.gov.uk/guidance/mental-health-migrant-health-guide
۲. Berry, J. W. (1997). Immigration, Acculturation, and Adaptation. Applied Psychology, 46(1), 5–34. DOI: 10.1111/j.1464-0597.1997.tb01087.x. استناد این فصل به مضمون چکیدهٔ قابلدسترسی مقاله محدود است. https://iaap-journals.onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1111/j.1464-0597.1997.tb01087.x
۳. International Organization for Migration. International Dialogue on Migration No. 11: Migrants and the Host Society: Partnerships for Success. https://publications.iom.int/es/books/international-dialogue-migration-ndeg11-migrants-and-host-society-partnerships-success