
تحلیل مشخص از اوضاع مشخص
در این مقطع، مسئله اصلی ما اتحاد عمل حول مطالبات مشخص است، نه یکیکردن همه دیدگاههای سیاسی.
از دیدگاه (م ،ل )تفاوت روشنی وجود دارد بین اتحاد عملی و اتحاد ایدئولوژیک. در یک اکسیون مشترک، قرار نیست اختلافات تاریخی و سیاسی را حل کنیم؛ بلکه میخواهیم بر سر یک خواست روشن ،مثل مبارزه علیه اعدام کنار هم عمل کنیم.
اگر هر بار بخواهیم همه مرزبندیهای نظری را وسط اکسیون بیاوریم، نتیجهاش چیزی جز انزوا، کوچکتر شدن میدان، و دور شدن از مردم و جوانان نیست.
معیار باید این باشد که آیا این حرکت میتواند نیروی بیشتری را جذب کند، حضور ما را در جامعه پررنگتر کند و توازن قوا را تغییر دهد یا نه.
در عین حال، این اتحاد عمل به هیچوجه به معنای چشمپوشی از اختلافات نیست.
ما استقلال سیاسی و نقد خود را حفظ میکنیم، اما آن را به مانعی برای کار مشترک در یک میدان مشخص تبدیل نمیکنیم.
مشکل آنجاست که بخشی از چپ، بهجای تحلیل مشخص از شرایط مشخص، دچار سکتاریسم و ذهنیگرایی شده و هر نیروی متفاوت را طرد میکند. این روش، نه انقلابی است و نه تودهای ، بلکه عملاً به تضعیف خود چپ منجر میشود.
البته این به معنای فراموشی نقد سیاسی نیست.
ما حق داریم و باید در جای خود، مستقل، شفاف و مستدل، نقد خود را به مجاهدین، نیروهای قومی، یا هر جریان دیگری بیان کنیم. اما جای نقد سیاسی همهجانبه، لزوماً وسط یک اکسیون مشترک نیست. اکسیون مشترک جای پیشبرد یک خواست معین است، نه تحمیل تمام مرزبندیهای نظری و تاریخی به صحنهای که قرار است تودهگیر باشد. هر چیز باید در جای خود قرار گیرد:
هم مرزبندی سیاسی لازم است،
هم انعطاف تاکتیکی.
هم استقلال طبقاتی لازم است،
هم توانایی کار مشترک در میدان واقعی.
اصل اساسی این است:
وحدت در عمل، استقلال در سیاست.
و در پایان یک نکته روشن:
کسانی که هنوز از پاسدارهای هنری دهه ۶۰ دفاع یا توجیه میکنند، چگونه میخواهند با نیروهایی مرزبندی کنند که خود در میدان واقعی مبارزه حضور داشتهاند و هزینه دادهاند؟
این تناقض را باید صریح دید و دربارهاش پاسخ خواست.
نه به سلطنت ، نه به جنگ ارتجاعی ، نه به رژیم ادامکش اسلامی ، زنده باد صلح
نان ، مسکن ، آزادی و استقلال
ناصر کمالی
۵/۴/۲۰۲۶ لندن
دیدگاهتان را بنویسید