اتحاد نامقدس سلطنت طلب ها و رژیم اسلامی

چرا رژیم اسلامی و سلطنت‌طلبان در لحظات بحران در کنار هم قرار می‌گیرند؟

بررسی هم‌پوشانی طبقاتیِ یک اتحاد نانوشته و نا مقدس

مقدمه

در ظاهر، رژیم اسلامی و سلطنت‌طلبیِ پهلوی‌محور دو دشمن تاریخی‌اند؛
یکی با پرچم دین، دیگری با پرچم تاج و تخت.
اما تجربهٔ عینی جنبش‌های اجتماعی در ایران نشان می‌دهد که این تقابل، بیش از آن‌که واقعی باشد، نمایشی سیاسی است.

هر زمان که اعتراض‌های مردمی از سطح نارضایتی پراکنده عبور می‌کنند و به نفی کل نظم موجود نزدیک می‌شوند،
این دو جریان—با همهٔ اختلاف‌های ظاهری—عملاً در یک جبهه قرار می‌گیرند:
جبههٔ حفظ نظم طبقاتی مسلط.

۱. اشتراک بنیادین: حفظ ساختار قدرت

رژیم اسلامی و سلطنت‌طلبی هر دو نمایندهٔ شکل‌هایی متفاوت از یک واقعیت مشترک‌اند:
حکومت از بالا، بدون دخالت واقعی مردم.

در هر دو مدل:
• قدرت سیاسی از جامعه جداست
• ثروت در دست اقلیتی محدود متمرکز است
• تشکل‌یابی مستقل کارگران، معلمان، پرستاران و فرودستان سرکوب می‌شود
• اعتراض، یا امنیتی می‌شود یا به نوستالژی بی‌خطر تقلیل می‌یابد

اختلاف آن‌ها نه بر سر عدالت اجتماعی،
بلکه بر سر شیوهٔ مدیریت سلطه است.

۲. چرا سلطنت‌طلبان در تنگناها به کمک رژیم اسلامی می‌آیند؟

وقتی جنبش‌های مردمی رادیکال می‌شوند،
خطر اصلی نه برای یک رژیم خاص،
بلکه برای کل ساختار قدرت طبقاتی شکل می‌گیرد.

در این لحظه:
• رژیم اسلامی به شکاف در صف مردم نیاز دارد
• سلطنت‌طلبان به جلوگیری از شکل‌گیری یک بدیل مردمی و اجتماعی

نتیجه، هم‌صدایی نانوشته است:
• علیه شعارهای طبقاتی
• علیه نفی کامل نظام
• علیه ورود مردم به سیاست به‌عنوان یک نیروی مستقل

۳. رسانه‌های سلطنت‌طلب: اپوزیسیون مهارکننده

تلویزیون‌ها و رسانه‌های سلطنت‌طلب، برخلاف ادعاهایشان،
نه ابزار سرنگونی،
بلکه ابزار کنترل بحران هستند—
به نفع خودشان و به زیان طبقهٔ کارگر و مردم زحمتکش.

کارکرد آن‌ها:
• تحقیر یا سانسور شعارهای رادیکال مردمی
• حذف نقش طبقهٔ کارگر از روایت اعتراض‌ها
• تبدیل خشم اجتماعی به حسرت تاریخی
• ترویج «گذار آرام» بدون تغییر ساختارهای قدرت
• رهبری‌سازی جعلی و تحمیل آلترناتیوهای ضد مردمی
این رسانه‌ها عملاً نقش سوپاپ اطمینان سیاسی را بازی می‌کنند.

۴. مشهد؛ لحظهٔ عریان شدن واقعیت

وقتی در مشهد!
شهری با بالاترین سطح کنترل امنیتی٫
افرادی آزادانه و در کنار نیروهای لباس‌شخصی و امنیتی رژیم اسلامی،
علیه شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی»،
شعار «جاوید شاه» سر می‌دهند،

دیگر نمی‌توان از «خطای فردی» یا «نفوذ امنیتی» سخن گفت.
این صحنه، بیان عینی هم‌پوشانی منافع است.

در آن لحظه:
• رژیم از تضعیف شعارهای رادیکال سود می‌برد
• سلطنت‌طلبان از مهار جنبش مردمی
و مردم، بازندهٔ اصلی‌اند.

۵. چرا مردم برای هر دو خطرناک‌اند؟

مردم آگاه و سازمان‌یافته:
• نه به شاه نیاز دارند
• نه به ولی‌فقیه
• نه به منجی، ژنرال یا شاهزاده

آن‌ها خواهان:
• عدالت اجتماعی
• مشارکت واقعی در سرنوشت کشورشان
• پایان سلطهٔ طبقاتی

و دقیقاً به همین دلیل،
هر دو اردوگاه از مردم مستقل می‌ترسند.
جمع‌بندی

رژیم اسلامی و سلطنت‌طلبی،
دو دشمن ظاهری با یک هراس مشترک‌اند:
ظهور مردم در پیوند با طبقهٔ کارگر، زنگ خطری جدی برای هر دو است.

هر جا این خطر جدی می‌شود،
اختلاف‌ها کنار می‌رود،
و اتحاد نانوشته شکل می‌گیرد؛
بر اساس منافع مشترک طبقاتی
و از سر ترس از این‌که این پیوند،
برای همیشه دست آن‌ها را از سر مردم ایران کوتاه کند.

منابع
• پولانزاس، ن. (۱۹۷۸). دولت، قدرت، سوسیالیسم.
• هال، استوارت (۱۹۸۸). راه دشوار نوسازی.
• بیات، آصف (۲۰۱۷). انقلاب بدون انقلابیون.
• گرامشی، آنتونیو (۱۹۷۱). گزیده‌هایی از دفترهای زندان.

ناصر کمالی
۱۵ دسامبر ۲۰۲۵

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Persian
Powered by TranslatePress