
قلدری قدرت، نفت ونزوئلا، سکوت «دموکراسیها» و شادی نیوفاشیستها
آنچه با ادعای حمله و «دستگیری رئیسجمهور ونزوئلا» از سوی ایالات متحده آمریکا مطرح شده—اگر درست باشد—نمونهای آشکار از زورگویی دولتِ امریکا و نقض فاحش حقوق بینالملل است؛ اقدامی که از شکست راهحلهای سیاسی و دیپلماتیک پرده برمیدارد و به قدرت عریان متوسل میشود.
بنبست مدیریت بحرانهای جهانی
وقتی فشارهای اقتصادی، انرژی، و مشروعیت سیاسی همزمان میشوند، دولتهای بزرگ بهجای حل ریشهای بحرانها، آنها را به بیرون صادر میکنند. توسل به اقدام نظامی یا عملیات فرامرزی، اعترافی است به اینکه:
• تحریمها کارایی خود را از دست دادهاند،
• مهندسی سیاسی شکست خورده،
• و گفتوگو جای خود را به تهدید داده است.
این تغییر مسیر، نشانهٔ ضعف است نه قدرت.
ونزوئلا و مسئلهٔ نفت
ونزوئلا نه فقط ثروتمند که
یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت جهان است. در شرایطی که بازار انرژی بیثبات و مسیرهای تأمین ناامن شدهاند، هر اقدامی علیه ونزوئلا را باید در چارچوب کنترل منابع حیاتی تحلیل کرد.
بحث «دموکراسی» پوشش لفظی است؛ مسئلهٔ واقعی دسترسی و کنترل است.
نقض آشکار قواعد بینالمللی
طبق منشور سازمان ملل متحد، تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی کشورها ممنوع است.
نه مجوز شورای امنیت مطرح شده، نه دفاع مشروع فوری. بنابراین:
• عملیات نظامی یا دستگیری مقام رسمی در خاک کشور مستقل،
• انتقال اجباری به کشور دیگر،
همگی خلاف قانون بینالملل و مصداق آدمربایی دولتی است
سکوت دولتهای بهاصطلاح دموکراتیک
سکوت بسیاری از دولتهای غربی، بیطرفی نیست؛ همدستی منفعل است. این سکوت:
• قانون را به ابزار گزینشی تبدیل میکند،
• تجاوز را عادی میسازد،
• و اعتبار ادعاهای «نظم مبتنی بر قواعد» را فرو میریزد.
قانون وقتی معتبر است که برای همه اجرا شود، نه فقط برای ضعیفترها.
شادی نیوفاشیستهای پهلوی: افشای ماهیت
واکنش شادمانهٔ جریانهای نیوفاشیست پهلوی به تجاوز خارجی، خطای تحلیلی نیست؛ انتخاب سیاسی است.
این جریان:
• بهجای اتکا به مردم، به قدرت خارجی امید میبندد،
• حاکمیت ملی را مانع میبیند،
• و «چکمهٔ بیرونی» را راهحل جا میزند.
تجربهٔ تاریخی نشان داده است: چنین نیروهایی در بحرانها، به زور بیرونی تکیه میکنند چون پایگاه اجتماعی مستقل ندارند.
اگر ادعای حمله و دستگیری درست باشد:
• این اقدام نقض صریح حقوق بینالملل است،
• نشانهٔ ناتوانی در حل بحرانها با ابزارهای سیاسی،
• و تلاشی برای کنترل منابع حیاتی در پوشش شعارها.
و سکوت «دموکراسیها» و شادی نیوفاشیستها یک پیام دارد:
وقتی منافع طبقاتی به خطر میافتد، قانون کنار گذاشته میشوند.
دیدگاهتان را بنویسید